شعر «تبعید در وطن»

شب یه علّافم که غرقم توو تلگرام

صبح تازه توی تختم می‌خورم شام

نشئه‌ام! با دودِ تهران نشئه می‌شم

من نمی‌گم شعر، شعر می‌شم نغمه می‌شم

بینِ مردم نیست اصلاً اعتمادی

چون فرو پاشیده وضعِ اقتصادی

سرزمینم دستِ این افکارِ تنگه

منجلابِ این سیاست فکرِ جنگه

حس غم روتین شده توو نیمه‌شب‌ها

روزها با ناامیدی غرقِ تب‌ها

نورِ امّیدی تَهِ این راهِ ما نیست

ختم می‌شه کوچه‌مون با تابلویِ ایست…

 

پی‌نوشت: در شعر فوق، به‌ این خاطر که برایم معنا حائز اهمیت بود و محتوا از فرم بیشتر ارجحیّت داشت، در پاره‌ای از ابیات، در وزن عروضی دست‌ورزی انجام دادم.

1 دیدگاه در “شعر «تبعید در وطن»

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *