قطعه‌ی «زن»

زن اگر محدود باشد مَرد راحت می‌شود!

پس تو زن‌ها را بزن، محدود کن، محروم کن

حبس کن زن را که ما بازارمان باشد به جا

پس تو زن‌ها را به زندان‌های جان محکوم کن

خانه‌داری شغلِ زن، بیرون ولی مخصوصِ ما

پس تو زن‌ها را به صد تبعیضِ بد مختوم کن

زن اگر آرامشی یابد که پُررو می‌شود!

پس تو زن‌ها را بکُش، تک‌تک به سم مسموم کن

صبرکن! چون زن به این دنیا مرا آورده است

پس نمیرانش، فقط احوالِ او مغموم کن!

من که مَردی را در این کشور نمی‌بینم رفیق!

پس تو بخشش کن به زن، رحمی به این معصوم کن

یک مجالی دِه به او، شاید ز ما بهتر بشد

دستِ هر تبعیضِ جنسی را ببُر، معدوم کن…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *