تعدادی از رباعیات منتشر نشده

1
بازیچه‌ی دنیای خیالی هستیم
درگیرِ فرای انتزاعی هستیم
صد ناله و صد بغض که می‌تْرکد شب
افسوس که طرد و گنگ و واهی هستیم
****
2
از مسخره بازی‌هاتان نای ندارم!
من قاتلِ مرگم که سراپای ندارم!
شریانِ شرارت منِ ناهنجارم
در چرخ و فلک‌های شما جای ندارم
****
3
در ذهن خودم صدای شورش بودم
متْفکر و اهل جهد و کوشش بودم
هی فکرِ من آن بود که قدرتمندم
افسوس که شمعِ غرقِ سوزش بودم...
****
4
مغرور به این قدرتِ واهی هستیم
ما باده نخوردیم ولی سرمستیم
تفسیر درستی‌ست ز ما جَوگیری!
با فیسِ مؤدب همگی‌مان پستیم!
****
5
با سجده به اصنامِ شما کِیف نکردیم!
چون عمر در این راهِ هوا حیف نکردیم
تزویر در این مکتبِ ما جای ندارد
ما رنگِ ریا وارد این طیف نکردیم
****
6
هشیارترینان همه ناآگاهند
درویش‌ترینان همه در دنیا بند
سرتاسرِ شهرم همه در غفلت خواب
قیمت بده آزاده شدن این‌جا چند؟!
****
7
دنیا سرِ شوخی که نداره بدبخت!
این بذر نمی‌خواد که بکاره بدبخت!
بدبخت! چه بدبخت شدی توو این شهر!
بارون که نمی‌تونه نباره بدبخت!
****
8
با مشتِ گره کرده به استقبالش
با تیر و کمان سنگ زدن بر بالش
با حبسِ نفس سعی به خودکشتن‌ها
ای تُف به همین منطق و استدلالش!
****
9
دنیا سرِ دوشم که سواره هر روز!
تفریح منم داد و هواره هر روز!
یک مشت روانی و مریضِ ذهنیم!!
این سیرِ حیاتم یه نواره هر روز...
****
10
خون گریه کنم یا که هواتان را قی؟!
له شد تنِ من زیرِ دعاوی‌ها هی!
بازنده‌ی اصلی منِ بدبختم چون
با صد شبِ تاریک شده راهم طی...!